رئیسجمهور تأکید کرد: هیئت ایرانی عالی رتبهای که در پاکستان حاضر شده با تمام وجود حافظ منافع ایران است و در همین راستا شجاعانه مذاکره خواهد کرد.
مسعود پزشکیان در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«هیئت ایرانی عالی رتبهای که در پاکستان حاضر شده با تمام وجود حافظ منافع ایران است و در همین راستا شجاعانه مذاکره خواهد کرد.
در هر صورت خدمت ما به مردم لحظهای متوقف نمیشود و هر نتیجهای از مذاکرات حاصل شود دولت پای کار مردم است.»
تحلیل خبر
مذاکرات دیپلماتیک به سبکی متفاوت از گذشته
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
با نگاهی به «شکل» و «ماهیت» مذاکرات پاکستان که بین ایران و آمریکا در جریان است، تفاوتهای مهمی نسبت به مذاکرات سالیان و دورههای گذشته در آن دیده میشود که به «واقعگرایی» طرفین و پرهیز از «ایده آل گرایی» حکایت دارد.
ذیلاً به برخی از محورهای این تفاوتها نظر میافکنیم:
1 - در مذاکرات دورههای قبلی، مذاکرهکنندگان ایرانی اصرار بر «مذاکره غیرمستقیم» داشتند ولی در مذاکرات پاکستان این مذاکرات به صورت مستقیم و چهره به چهره است.
از نظر روانشناسی معمولاً در حالت چهره به چهره میتوان رضایت یا عدم رضایت، خوشحالی یا ناراحتی، میزان فهم متقابل، توضیحات مورد نیاز با سؤال و جوابهای به موقع، چانهزنیهای توأم به تفاهم، درک انتظارات طرف مقابل و .... راحتتر و بهتر درک کرد و امکان رسیدن به نتایج مورد نظر با تاکید بر وجوه اشتراک، بیشتر خواهد بود. در مذاکرات غیرمستقیم اکثر این حالات از دید طرفین، پنهان است و امکان ارزیابی دیدگاههای طرفین، ضعیفتر خواهد بود. همچنین اتلاف وقت در بردن و آوردن پیامها و ترجمه آنها به وضوح دیده میشود. اینکه فرد یا افراد واسطه نیز چگونه و با چه بیان و حالاتی، سخنان دو طرف را انعکاس دهند مسئله مهم دیگری است که در نتیجه مذاکرات نقش موثری میتواند داشته باشد.
2 - سطح مذاکرهکنندگان با اضافه شدن معاون رئیسجمهوری آمریکا و رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در سطح بالاتری نسبت به گذشته است. از نظر دیپلماسی هرچه سطح مذاکرهکنندگان بالاتر باشد، هم اهمیت مذاکره را بالاتر نشان میدهد و هم چون اختیارات آنها در تصمیمگیری و تصمیمسازی بیشتر است احتمال منتج به نتیجه شدن مذاکرات بیشتر خواهد بود. حضور رئیس مجلس شورای اسلامی در مذاکرات پاکستان گویای «نکته ظریف دیگری» است و آن اینکه اگر طرفین به توافق رسیدند، نمایندگان تندرو مجلس همانند نمایندگانی که در برجام کارشکنی میکردند، این بار توسط رئیس و هیئت رئیسه مجلس مهار خواهند شد و زمینه جوسازی کنترل میشود. این نکته خصوصاً در ایران، بسیار مهم است.
3 - در سالیان و دورههای قبل چون جنگ جدی بین ایران و آمریکا رخ نداده بود، طرفین از توانایی واقعی یکدیگر خبر نداشتند اما اینک طرفین از ذهنیات خود بیرون آمده و با دیدی واقعیتر به آثار و خطرات جنگ واقف شدهاند. این بار طرفین که پشت میز مذاکره نشستهاند یکدیگر را در «میدان جنگ» آزمودهاند به ویژه چند بار ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سخنان خود اعتراف کرد که اگر آمریکا در جنگ 40 روزه وارد نشده بود، ایران، اسرائیل را از بین میبرد. این اعتراف به توانایی طرف مقابل، فقط در میدان جنگ، امکان اثبات برای کشورهای قدرتمند شرق و غرب داشت شاید تا قبل از آن، هیچکدام چنین باوری نداشتند. البته این سخنان به معنای برتری مطلق ایران در جنگ 40 روزه نیست و نباید افراد تندرو وسوسه شوند و خیال کنند ما میتوانیم دنیا را فتح کنیم! نه، به هر صورت جنگ بد است و خسارات زیادی به کشور و ملت ما زد و نباید دشمن را دست کم گرفت. از همه مهمتر «رضایت مردم» در مسائل نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از همه چیز بالاتر است و نباید آن را با هیچ سلاحی مقایسه کرد.
4 - واقعیت مذاکره «بده و بستان» است و هر دو طرف باید امتیازاتی بدهند و امتیازاتی بگیرند و با لجبازی و دعوا نمیتوان در دیپلماسی پیروز شد. بالاخره پایان هر جنگی چه 40 روزه باشد چه 40 ساله، نهایتاً مذاکره و توافق و صلح است
پس چه بهتر که هرچه زودتر به جنگ ویرانگر پایان داده شود چرا که «جلو ضرر هرجا گرفته شود، نفع است»
امیدواریم نتیجه مذاکرات به خیر و صلاح کشور و ملت صبور ایران و آرامش منطقه و جهان باشد.