رئیس مجلس نوشت: همکاران من در هیئت ایرانی میناب ۱۶۸ ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند، اما طرف مقابل درنهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در پستی در شبکه ایکس نوشت: «پیش از مذاکرات تاکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم.
همکاران من در هیئت ایرانی میناب ۱۶۸ ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل درنهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند.
آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟
ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای چهل روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید. قدردان تلاشهای کشور دوست و برادر پاکستان برای تسهیل فرایند این مذاکرات هستم و به ملت پاکستان درود میفرستم.
ایران یک پیکر است با ۹۰ میلیون جان، از تمام ملت قهرمان ایران که با توصیه مقام معظم رهبری و با حضور در خیابان پشتیبان فرزندان خود بودند و دعای خیر را بدرقه راه ما کردند سپاسگزارم و به همکارانم در این مذاکرات فشرده ۲۱ ساعته خداقوت میگویم. زنده و پاینده باد ایران عزیز!»
تحلیل خبر
21 ساعت مذاکره؛ گام اول، میانه یا آخر
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
حضور هر دو تیم مذاکرهکننده ایرانی و آمریکایی در پاکستان و سخن گفتن با یکدیگر، گام مثبت و قابل قبولی بود که گویای روی آوردن به منطق گفتوگو به جای تکیه کردن بر سلاح است. علمای منطق میگویند مهمترین وجه ممیزه و تفاوت انسان با حیوان، «ناطق» بودن اوست. ناطق بودن، هم به نطق بیانی و زبانی و گفتوگو و هم به تعقل و اندیشیدن، اشارت دارد. برای سخن گفتن باید فکر کرد سپس تفکرات خود را در قالب کلمات و جملات به زبان آورد.
پس از این مقدمه که گفتوگو را لازمه کمال انسان میداند باید سراغ این نکته رفت که گفتوگوها باید بتواند عامل وحدت انسانها و رفع اختلاف بین آنان باشد.
حال به بزرگترین اختلاف بلکه خصومت، بین آمریکا و ایران میرسیم و باید ببینیم به کدام روش بهتر است این اختلافات و خصومتها را رفع کرد؟ با جنگ یا گفتوگو؟ کدامیک کمهزینهتر و با افکار عمومی جهانیان و قوانین بین المللی و خواست ملتها نزدیکتر است؟ شاید سؤال شود اگر گفتوگوها به نتیجه نرسید چه باید کرد؟ آیا جنگ گزینه مناسبتری نیست؟ در پاسخ میگوییم این هنرمندی را باید تیمهای مذاکرهکننده از خود نشان دهند و چگونگی و راهحل آن را باید خودشان پیدا کنند. به قول مولانا «خون به خون شستن، محال آمد محال» جنگ را با جنگ نمیتوان به نفع ملتها تمام کرد، همچنان که جنگ 8 ساله تحمیلی عراق علیه ایران با تدبیر امام خمینی (حتی بدون مذاکره) پایان داده شد و رهبر شهید نیز از «نرمش قهرمانانه» سخن گفتند. از این دو روش میتوان در جایی که بنبست مطلق وجود دارد استفاده کرد. این روشها نشانه ضعف نیست بلکه نوعی بنبستشکنی در جنگ و مذاکره است.
البته تصمیم نهایی در دست مسئولان و طبق صلاحدید آنهاست ولی بحث مرگ و زندگی و بود و نبود است و نمیتوان با روش «آزمایش» و «خطا» با آن مواجه شد. اگر در دور اول مذاکرات طرفین نتوانستند به توافق برسند امید است که در گامهای بعدی به نتیجه برسند. طبیعی است که اختلافات عمیق و خصومتهای دیرینه، زمان بیشتری برای حل و فصل نیاز دارد. امیدواریم دو طرف، خویشتنداری کرده و مجدداً وارد میدان جنگ نشوند چون پایان آن معلوم نیست. خداوند یار و یاور ایران و ملت صبور ایران باشد.