اختلال و محدودسازی اینترنت در ایران حالا دیگر فقط یک مسئله ارتباطی نیست؛ از جیب مردم تا کسبوکارها را هدف گرفته و حتی هزینه راهاندازی سادهترین ابزارهای هوشمند خانگی را هم چند برابر کرده است.
به گزارش رویداد۲۴، بستن یا محدودسازی دسترسی به اینترنت بینالملل بعد از تقریباً یک ماه و نیم، دیگر فقط یک موضوع فنی یا امنیتی نیست؛ بلکه به شکل مستقیم به یک بحران اقتصادی برای مردم تبدیل شده است. روایتهایی که این روزها از بازار خدمات دیجیتال به گوش میرسد، نشان میدهد حتی برای انجام ابتداییترین کارها مثل راهاندازی یک گوشی جدید یا اتصال لوازم خانگی هوشمند، کاربران ناچارند هزینههایی بین یک تا حتی ۱۰ میلیون تومان پرداخت کنند؛ هزینهای که پیش از این اساساً وجود نداشت.
اینترنتی که کار نمیکند، اما هزینه دارد
در شرایطی که بسیاری از سرویسهای جهانی یا مسدود شدهاند یا با اختلال شدید مواجهاند، کاربران عادی برای فعالسازی دستگاههای خود به واسطهها و سرویسهای غیررسمی روی آوردهاند. این واسطهها با استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ یا دسترسیهای خاص، خدماتی را ارائه میدهند که در حالت عادی باید رایگان یا بسیار کمهزینه باشد.
در واقع، آنچه رخ داده، شکلگیری یک «بازار سیاه اتصال» است؛ بازاری که نتیجه مستقیم محدودسازی اینترنت است و هزینه آن را مصرفکننده نهایی میپردازد.در این میان، آنچه بیش از همه محل پرسش است، شکلگیری نوعی چرخه غیرشفاف و شبهانحصاری در بازار خدمات اینترنتی است؛ جایی که برخی افراد یا مجموعهها با دسترسی به اینترنت بدون محدودیت یا ابزارهای خاص، خدماتی را ارائه میدهند که عملاً باید در دسترس عموم باشد. ماجرای فروش سیمکارتهای موسوم به «پرو» یا اینترنتهای خاص، نمونهای از همین وضعیت است؛ دسترسیهایی که با قیمتهای بالا به کاربران فروخته میشود تا کارهایی را انجام دهند که در حالت عادی نیاز به پرداخت چنین هزینههایی ندارد. در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا با یک اختلال فنی مواجهیم یا با بازاری که از محدودیتها تغذیه میکند و هزینه آن را مستقیماً از جیب مردم برمیدارد؟
فشار مضاعف بر اقتصاد دیجیتال
این وضعیت فقط به کاربران ختم نمیشود. گزارشهای اقتصادی نشان میدهد کسبوکارهای آنلاین نیز با زیانهای سنگینی مواجه شدهاند. برآوردها از خسارت ماهانه چند ده هزار میلیارد تومانی به کسبوکارها حکایت دارد.
از سوی دیگر، اختلال در دسترسی به سرویسهای پایه حتی زیرساختهای فنی را نیز دچار مشکل کرده است؛ بهطوریکه برخی شرکتها برای تمدید گواهیهای امنیتی یا ارائه خدمات پایدار با مشکل جدی مواجه شدهاند.
این یعنی اختلال اینترنت فقط یک «کاهش سرعت» نیست، بلکه به معنای مختل شدن زنجیرهای از خدمات اقتصادی است.
ارزیابیهای بینالمللی نیز تصویر روشنی از وضعیت اینترنت ایران ارائه میدهد؛ اینترنتی که همزمان جزو محدودترین، کندترین و پر اختلالترینها در جهان محسوب میشود.
در چنین شرایطی، کاربران ناچارند برای دسترسی به خدمات عادی، هزینههای اضافی مانند خرید VPN، استفاده از سرویسهای واسطه و حتی پرداخت پول برای انجام کارهای ساده را متحمل شوند.
هزینههای پنهان؛ از VPN تا خدمات واسطهای
واقعیت این است که فیلترینگ تنها به معنای «ندیدن یک سایت» نیست؛ بلکه زنجیرهای از هزینههای پنهان را ایجاد میکند. از هزینه خرید ابزارهای دور زدن فیلترینگ و افزایش قیمت خدمات دیجیتال گرفته تا شکلگیری بازار واسطهای برای انجام امور ساده و کاهش بهرهوری و اتلاف زمان. حتی برخی تحلیلها نشان میدهد تقاضا برای ابزارهای دور زدن فیلترینگ بهطور چشمگیری افزایش یافته و این خود به یک بازار پررونق تبدیل شده است.
در نهایت، آنچه از دل این وضعیت بیرون آمده، انتقال هزینه سیاستهای محدودسازی به دوش مردم است؛ از کاربری که برای فعالسازی یک گوشی چند میلیون تومان پرداخت میکند تا کسبوکاری که به دلیل اختلال اینترنت، بخشی از بازار خود را از دست میدهد.
اینترنت در ایران فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ به یک گلوگاه اقتصادی تبدیل شده که هر اختلال در آن، مستقیماً به معیشت مردم ضربه میزند.
تحلیل خبر
امنیت دیجیتال، از اولین قربانیان قطعی اینترنت بینالملل
وحید جعفری زاده دانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر
یکی از دلایلی که از سوی نهادهای متولی برای توجیه قطع اینترنت بینالملل عنوان شده، جلوگیری دشمن از دسترسی و نفوذ به شبکههای داخلی یا به اصطلاح هک شدن سامانهها و شبکههای حیاتی کشور است. فارغ از اینکه این روش تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد و چند درصد میتواند امنیت را ارتقا دهد، در این مجال میخواهیم بررسی کنیم که اگر فرض را حتی بر مؤثر بودن این شیوه قرار دهیم، ایرادات امنیتی ناشی از آن چیست؟
از جمله اولین و ابتداییترین توصیههایی که در دروس امنیت اطلاعات و شبکههای کامپیوتری به کاربران میشود، بهروز نگه داشتن سیستمعاملها، نرمافزارها و آنتیویروسهای مورد استفاده است، چرا که شرکتهای تولیدکننده این نرمافزارها به صورت مداوم در حال بررسی آسیبپذیریهای امنیتی و تهدیدات جدید هستند و بخش مهمی از بهروزرسانیهایی که ارائه میدهند، به وصله (patch) های امنیتی مربوط میشود؛ بنابراین در سادهترین حالت وقتی اتصال به اینترنت بینالملل قطع میشود، در واقع امکان دریافت بهروزرسانیهای امنیتی بخش مهمی از نرمافزارها و مهمتر از همه آنتیویروسها و سیستمعاملها وجود نخواهد داشت که این مسئله امنیت کاربران را تضعیف میکند. شاید گمان شود که کاربران عادی در شرایط جنگی جزو اهداف مهم نیستند و سامانهها و شبکههای حیاتی توسط دشمن مورد حملات سایبری قرار میگیرند. این ادعا چندان با واقعیت قرابتی ندارد چرا که راههایی وجود دارد که میتوان حتی از تجهیزات ساده و اولیه کاربران عادی نیز برای نفوذ و هک حلقه اول (زیرساختهای دیجیتال حیاتی) استفاده کرد. به عنوان مثال در نوعی از حمله که DDoS نام دارد، هکرها با نفوذ همزمان به تعداد زیادی دستگاههای دیجیتالی مانند موبایل، کامپیوتر و دیگر تجهیزات دیجیتال کاربران عادی، این وسایل را به مبدأ حمله تبدیل میکنند که در اصطلاح به این دستگاهها زامبی (Zombie) گفته میشود و همین شیوه باعث میشود خنثی کردن این نوع حملات بسیار دشوار باشد.
حال وقتی کاربران به عنوان مصرفکننده و شرکتها (به عنوان واسطههای تأمینگر) برای کارهای بسیار ابتدایی مانند فعالسازی اولیه یک گوشی تازه خریداری شده، دسترسی به کیف پول رمزارز یا ارائه خدمات پشتیبانی ناچار به استفاده از VPN ها و ابزارهای دور زدن فیلترینگ هر چند با تعداد اندک و بسامد پایین میشوند، علاوه بر متحمل شدن هزینههای بالا و بیدلیل، عملاً به دلیل ناامن بودن این ابزارها و فیلترشکنها، یک پاشنهآشیل جدید در ساختار امنیت سایبری و دیجیتال ایجاد میکنند که میتواند فرصت بزرگ و مغتنمی را برای هکرها ایجاد کند.
علاوه بر این با توجه به اینکه اکثر کاربران در فرایند استفاده از اینترنت ناچار به افشای اطلاعات هویتی و محرمانه خود خواهند بود؛ عملاً علاوه بر مشکلات امنیتی، چالشهای بزرگ حریم خصوصی نیز برایشان ایجاد میشود و ممکن است حریم خصوصی دیجیتال آنها به شدت مورد تهدید قرار گیرد. بنابراین میتوان گفت امنیت دیجیتال کاربران یکی از اولین قربانیان قطعی اینترنت خواهد بود.