نباید اینگونه برداشت شود که بارشهای مناسب در جنوب و غرب کشور مشکل تأمین آب کلان شهرهایی مانند تهران، کرج و مشهد را برطرف کند، به دیگر سخن نباید تصور شود که با نرمال شدن شاخص کشوری، دیگر نیازی به مدیریت مصرف آب وجود ندارد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی ایلنا، تازهترین دادههای رسمی حاکی از آن است که تا ۲۰ اردیبهشت سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴؛ میزان ورودی آب به سدهای کشور ۳۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون متر مکعب بوده است که نسبت به رقم ۲۱ میلیارد و ۲۳۰ میلیون متر مکعب مدت مشابه سال گذشته ۶۸ درصد و نسبت به متوسط ۱۰ ساله ۸ درصد افزایش داشته است.
حجم آب موجود در سدها نیز تا همین تاریخ (۲۰ اردیبهشت) ۳۳ میلیارد و ۸۶۰ میلیون متر مکعب بوده که نسبت به پارسال ۲۴ درصد و نسبت به متوسط ۱۰ ساله ۵ درصد افزایش را نشان میدهد.
رصد سدهای تأمین کننده آب شرب و کشاورزی تهران و البرز نیز حاکی از آن است که تا ۲۰ اردیبهشت، امیرکبیر با ۹۵ میلیون متر مکعب موجودی ۳۶ درصد نسبت به پارسال مثبت و ۳۲ درصد نسبت به متوسط ۱۰ ساله منفی است.
سد لار با ۵۴ میلیون متر مکعب موجودی و تنها ۶ درصد پرشدگی ۲۸ درصد نسبت به سال گذشته و ۴۵ درصد نسبت به متوسط ۱۰ ساله ذخیره آبی کمتری دارد.
طالقان با ۴۰ درصد پرشدگی ۲۹ درصد نسبت به پارسال و ۴۷ درصد نسبت به متوسط ۱۰ ساله موجودی آب کمتری دارد.
لتیان با ۹۲ درصد پرشدگی ۴۴ درصد نسبت به سال گذشته و ۱۵ درصد نسبت به بلندمدت آب بیشتری در خود جای داده است.
سد ماملو اما با ۱۴ درصد پرشدگی ۹ درصد نسبت به سال گذشته و ۷۵ درصد نسبت به متوسط ۱۰ ساله منفی است.
این یعنی حتی با وجود بارشهای اخیر، تهران هنوز با فقر بارندگی دستوپنجه نرم میکند و حدود ۹۰ میلیمتر از سهمیه همیشگیاش عقب افتاده است که همین موضوع فشار مضاعفی را به ذخایر استراتژیک سدها وارد میکند. به طوری که مجبور شدهایم در ششمین سال پیاپی خشکسالی در منطقه تهران و البرز، برداشتهای آبی را از احجام مرده سدها انجام دهیم. بارشهای اخیر در این مناطق مطلقاً پاسخگو و جبرانکننده برداشتهای بیرویه از سدها در سالهای گذشته نبوده و همچنان وضعیت سدهای تهران از نظر کمبود آب نامناسب است.
بررسی موجودی مخازن سدهای کشور نشان میدهد که به دلیل الگوی مکانی بارشها، سهم مؤثر و نیز بارش از نوع برف در برخی مناطق علیرغم افزایش موجودی مخازن سدهای نظیر حوضه آبریز کارون، کرخه و مرزی غرب؛ استانهایی نظیر تهران، قم، یزد، مرکزی، اصفهان، قزوین، البرز، سمنان، گیلان و مازندران همچنان با کاهش بارندگی روبهرو هستند. بنابراین نباید اینگونه برداشت شود که بارشهای مناسب در جنوب و غرب کشور مشکل تأمین آب کلان شهرهایی مانند تهران، کرج و مشهد را برطرف کند به دیگر سخن نباید تصور شود که با نرمال شدن شاخص کشوری، دیگر نیازی به مدیریت مصرف آب وجود ندارد.
این گزارش میافزاید؛ اگرچه با برنامهریزیهای انجام شده، سدهای حوضه کارون امسال شرایط مناسبی دارند و این شرایط این امکان را فراهم کرده که باتوجه به ناترازی برق در پیک تابستان؛ بتوانیم حدود ۴۰ درصد تولید برق آبی داشته باشیم اما تحقق این ظرفیت به مدیریت کشت شالی در خوزستان وابسته است اگر کشت شالی طبق قوانین محدود شود، امکان حفظ ذخایر آب و استفاده از آن برای تولید برق در تابستان و حتی زمستان فراهم خواهد شد.
اوضاع بارندگی نیز حاکی از آن است که متوسط بارش کشور تا ۲۰ اردیبهشتماه به ۲۲۶.۴ میلیمتر رسیده که تنها حدود دو درصد بالاتر از متوسط بلندمدت است و این شرایط در محدوده نرمال قرار میگیرد.
به هر روی در حال حاضر ۱۱ استان کشور همچنان زیر نرمال و در یک سوم کشور با ۳۵ میلیون نفر جمعیت همچنان مشکل کم بارشی داریم و تهران در صدر این مناطق قرار دارد. یعنی پایتخت همچنان دارای تنش آبی است.
تحلیل خبر
چرا 35 میلیون نفر با کمآبی مواجه باشند؟!
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
کشور ما که به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی در روی کره زمین، در موقعیتی قرار گرفته که میزان نزولات جوّی و بارندگیاش، تقریبا یک سوم میانگین بارندگی جهان است باید از سالیان قبل مدیریت آب آن به گونهای اعمال میشد که به سرنوشت امروز دچار نشویم.
مدیریت، گام اولش، پیشگیری است. مدیران باید بدانند در چه کشوری با چه ویژگیها و محدودیتهایی، مسئولیت به عهده دارند و متناسب آن، حال و آینده را به گونهای پیشبینی، پیشگیری و مدیریت کنند که به حداکثر بهرهوری نائل شوند. متاسفانه در کشور ما، چه آنجا که نعمت خداوندی در حد تام و کمال به ما ارزانی شده همانند نعمت گاز که در سطح جهان مقام دوم داریم و چه در جاهایی که با محدودیت مواجهایم همانند منابع آبی، مدیران استراتژیست و راهبردی که بتوانند کشور را به بهترین وجه اداره کنند، نداشته و نداریم. (البته منظور مدیرانی است که به این سمتها گمارده شدهاند وگرنه استعدادهای عالی در بین مردم ایران کم نیست)
منابع آبی ما که از اواسط دهه 80 رو به کاستی رفته و با پدیده خشکسالی مواجه شدهایم، اگر به خوبی مدیریت میشد به نقطه فعلی نمیرسیدیم.
الان به جایی رسیدهایم که میگویند «35 میلیون نفر در کشور با کمآبی مواجه هستند» چرا؟
-اگر در بخش کشاورزی، از 50 سال قبل تاکنون، به کشاورزان آموزش داده میشد که چه نوع گیاهان و درختانی را کشت کنند که کم آب بر باشند و حمایت از کشاورزان فقط طبق این برنامه صورت میگرفت، امروز چقدر منابع آبی غنی داشتیم؟
-اگر صنایع پرآب بر ما نزدیک دریاها ساخته میشدند، آیا امروز لازم بود که آب دریا را به مرکز و قلب کشور ببریم و هزینههای هنگفت کمنتیجه بکنیم؟
-اگر شبکههای آب درون شهرها به موقع ترمیم و تعویض میشد آیا امروز شبکههای فرسودهای که باعث اتلاف و هدررفت آب شرب مردم میشود، همچنان وجود داشت؟
و .......
همه اینها نشان میدهد که مدیریت آب کشور ما در نیم قرن و یک قرن قبل تاکنون، ضعیف بوده و میتوانسته علمی عمل کند تا مدیران فعلی، وارث گرفتاریها و خرابیهای گذشته نباشند.