در حالی که حملات و تهدیدهای متقابل ایران و آمریکا بار دیگر شدت گرفته، وضعیت شکننده «نه جنگ، نه صلح» عملاً در حال فروپاشی است؛ اما پرسش اصلی این است که چه کسی زمان ورود بحران به مرحله بعدی را تعیین خواهد کرد.
به گزارش ایلنا، تنش میان ایران و آمریکا پس از یک دوره آرامش نسبی بار دیگر تشدید شده و حملات متقابل دو طرف، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را وارد مرحله تازهای کرده است؛ مرحلهای که در آن هر اقدام نظامی میتواند به دور جدیدی از درگیری منجر شود.
پایان منطقه خاکستری
پس از چند هفته کاهش تنش، درگیریها بار دیگر از سر گرفته شد. آمریکا حملاتی را علیه اهدافی در ایران انجام داد و ایران نیز در واکنش، مواضع و منافع آمریکا را هدف قرار داد.
رویترز گزارش داده است که درگیریها در حالی وارد هفتمین ماه خود شده که تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به آن پیشرفت محسوسی نداشته است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ۹ سپتامبر (۱۸ شهریور) مدعی شد جنگ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر (۱۲ آبان) پایان خواهد یافت. با این حال، برخی مشاوران ارشد او هشدار دادهاند که درگیری ممکن است بسیار طولانیتر شود.
هرمز؛ کانون اصلی رویارویی
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین محورهای تقابل دو طرف است. تهران بر حفظ اهرمهای خود در این آبراه راهبردی تأکید دارد و واشنگتن نیز تلاش میکند عبور و مرور کشتیهای تجاری و جریان صادرات نفت را تضمین کند.
در همین چارچوب، حملات متقابل به نفتکشها و تهدیدهای دو طرف، بار دیگر بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داده و قیمت نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.
ایران همچنین هشدار داده است که در صورت ادامه حملات آمریکا، پاسخهای بعدی شدیدتر خواهد بود. همزمان، مقامهای ایرانی از ایجاد محدودیتهای جدید در اطراف تنگه هرمز خبر دادهاند.
چه کسی زمان تشدید تنش را تعیین میکند؟
به نظر میرسد دیگر نمیتوان وضعیت کنونی را صرفاً «نه جنگ، نه صلح» دانست. هر دو طرف در حالی از پایان درگیری سخن میگویند که همزمان در حال تقویت توان نظامی و افزایش فشار بر طرف مقابل هستند.
ترامپ از پایان جنگ پس از انتخابات سخن گفته، اما گزارشهای آمریکایی از آمادگی واشنگتن برای ادامه حضور نظامی در منطقه تا پایان سال حکایت دارد.در چنین شرایطی، زمان ورود بحران به مرحله بعدی بیش از آنکه به اعلام رسمی پایان جنگ وابسته باشد، به تصمیم تهران و واشنگتن درباره میزان فشار، نحوه واکنش و خطوط قرمز هر یک بستگی دارد؛ معادلهای که تنگه هرمز همچنان در مرکز آن قرار دارد.
تحلیل خبر
حالت «نه جنگ، نه صلح» بدترین حالت برای کشورها
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
چه فرد و چه کشور، موقعی که در حالت «بلاتکلیفی» قرار میگیرد، تمام فعالیتها و برنامههایش به هم میریزد و نمیداند چه تاکتیک و استراتژی در برنامهریزیاش را دنبال کند. حال اگر این حالت در مسئله بسیار مهمی مانند «جنگ» رخ دهد، مسلم است که آثار و تبعات آن بسیار گستردهتر خواهد بود و تمام فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور را تحتالشعاع قرار داده و بسیاری از کارها را متوقف میکند. به ویژه در کشوری که چند دهه است وضع اقتصادش بسیار آشفته و خراب است و کشور به همین خاطر با بحرانها و ناآرامیهای متعددی مواجه شده و شرایط خوبی حاکم نیست.
زمانی که کشور در حالت «نه جنگ، نه صلح» بسر میبرد، هیچکس نمیتواند برای کسب و کار و شغل خود برنامهریزی کوتاهمدت، میان مدت و درازمدت داشته باشد. در این وضعیت مردم و کشور خیلی ضرر و خسارت میبینند و «امید به فردا» متزلزل میشود. مسئولان کشور نیز مجبورند به جای پرداختن به عمران و آبادانی و توسعه، وقت و انرژی خود و پول مملکت را خرج جنگ و خرابیهای آن کنند. چون پایان هر جنگی، نهایتاً صلح است، لذا بهتر است که تدابیر لازم جهت توقف جنگ اندیشه شود و به دشمن اجازه داده نشود که جنگ را به صورت طولانی مدت بر ما تحمیل کند چون معمولاً جنگهای فرسایشی و طولانی مدت، بیشترین فشار
(به ویژه فشار اقتصادی) را به مردم کشور ضعیفتر وارد میکند و کشورهای مهاجم به قصد بحرانسازی و شورشهای اجتماعی، آن را طراحی و اجرا میکنند. عقل سلیم حکم میکند که کشور، در این تله و دام که تداوم و استمرار حالت «نه جنگ، نه صلح» است گرفتار نشود.