دوشنبه 27 مهر 1405 10/19/2026

به وب سایت رسمی روزنامه طلوع خوش آمدید

• یکشنبه 26 مهر 1405 ، 34 : 16

• کد خبر : 30488

از 0 نفر 0

چرخه گرانی و رکود در بازار لوازم خانگی/ راهکارهای خروج کدام‌اند؟

چرخه گرانی و رکود در بازار لوازم خانگی/ راهکارهای خروج کدام‌اند؟

مردم از خرید کالای نو به تعمیر و کالای دست‌دوم روی آورده‌اند

افزایش هزینه‌های تولید، نوسان قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید خانوارها، بازار لوازم خانگی را با رکود مواجه کرده؛ شرایطی که علاوه بر کاهش معاملات، رفتار مصرف‌کنندگان را نیز به سمت تعمیر و خرید کالای دست‌دوم سوق داده است. بررسی سه ضلع فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در پرونده ایسنا نشان می‌دهد خروج از این وضعیت، نیازمند ثبات در سیاست‌گذاری، کاهش هزینه‌های تولید و تقویت قدرت خرید خانوارهاست.+ تحلیل خبر

افزایش هزینه‌های تولید، نوسان قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید خانوارها، بازار لوازم خانگی را با رکود مواجه کرده؛ شرایطی که علاوه بر کاهش معاملات، رفتار مصرف‌کنندگان را نیز به سمت تعمیر و خرید کالای دست‌دوم سوق داده است. بررسی سه ضلع فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در پرونده ایسنا نشان می‌دهد خروج از این وضعیت، نیازمند ثبات در سیاست‌گذاری، کاهش هزینه‌های تولید و تقویت قدرت خرید خانوارهاست.
به گزارش ایسنا، پرونده ایسنا درباره وضعیت بازار لوازم خانگی، از سه ضلع فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان، تصویری از بازاری ارائه کرد که هم‌زمان با افزایش هزینه‌های تولید، نوسان قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید خانوارها مواجه است. بررسی این سه ضلع نشان می‌دهد که رکود بازار تنها نتیجه افزایش قیمت‌ها نیست، بلکه بی‌ثباتی اقتصادی و دشوارتر شدن شرایط خرید نیز در شکل‌گیری آن نقش دارد. در آخرین بخش این پرونده، مهم‌ترین دلایل این وضعیت و راهکارهای خروج از رکود، با تاکید بر حمایت هم‌زمان از تولید و مصرف‌کننده، بررسی می‌شود.
چرا بازار به این نقطه رسید؟
افزایش قیمت لوازم خانگی حاصل یک عامل مشخص نیست، بلکه از مجموعه‌ای از هزینه‌ها در زنجیره تولید و تأمین ناشی می‌شود. افزایش قیمت مواد اولیه، نوسانات نرخ ارز، هزینه تأمین قطعات، حمل‌ونقل، دستمزد و سایر هزینه‌های تولید، قیمت تمام‌شده محصولات را افزایش داده است.
اگرچه صنعت لوازم خانگی در سال‌های اخیر به سمت افزایش داخلی‌سازی حرکت کرده، اما همچنان بخشی از مواد اولیه، قطعات و تجهیزات مورد نیاز آن تحت تأثیر شرایط ارزی و تجاری قرار دارد. به همین دلیل، تولید داخل نیز از افزایش هزینه‌های تأمین در امان نمانده است.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت تمام‌شده محصولات از یک سو و محدودیت قدرت خرید خانوارها از سوی دیگر، فاصله میان قیمت کالا و توان پرداخت مصرف‌کننده را بیشتر کرده است؛ فاصله‌ای که به کاهش معاملات و تشدید رکود در بازار منجر می‌شود.
مسئله فقط گرانی نیست
یکی از مشکلات اصلی بازار لوازم خانگی، علاوه بر افزایش قیمت‌ها، نبود ثبات و پیش‌بینی‌پذیری است. هنگامی که هزینه تأمین کالا در فاصله‌های کوتاه تغییر می‌کند، فروشنده برای جایگزینی کالای فروخته‌شده با هزینه‌ای مشخص با اطمینان کافی روبه‌رو نیست و مصرف‌کننده نیز نمی‌تواند با اطمینان درباره زمان خرید خود تصمیم بگیرد.
در این وضعیت، بخشی از مشتریان خرید خود را به امید روشن‌تر شدن شرایط آینده به تعویق می‌اندازند. این انتظار، در کنار کاهش قدرت خرید، حجم معاملات را تحت فشار قرار می‌دهد و چرخه رکود را تقویت می‌کند. بنابراین، مسئله بازار تنها سطح قیمت‌ها نیست؛ بلکه ناتوانی فعالان بازار و خانوارها در پیش‌بینی شرایط پیش رو نیز بر تصمیم‌های اقتصادی آن‌ها اثر می‌گذارد.
تغییر رفتار مصرف‌کننده؛ از خرید کالای نو تا تعمیر و دست‌دوم
افزایش قیمت‌ها تنها حجم خرید را کاهش نداده، بلکه شیوه تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان را نیز تغییر داده است. بسیاری از خانوارها پیش از خرید کالای نو، گزینه‌هایی مانند تعمیر وسیله موجود یا خرید کالای کارکرده را بررسی می‌کنند تا هزینه‌های خود را کاهش دهند.
این تغییر رفتار در مورد کالاهای ضروری مانند یخچال و ماشین لباسشویی اهمیت بیشتری دارد؛ کالاهایی که نبود آن‌ها می‌تواند زندگی روزمره خانوار را مختل کند. در چنین شرایطی، تعمیر یا خرید کالای دست‌دوم برای برخی خانوارها به جایگزینی برای خرید کالای نو تبدیل می‌شود.
خرید اقساطی؛ راهکاری که با موانع روبه‌روست
کاهش قدرت خرید، نیاز به روش‌های جایگزین پرداخت را افزایش داده، با این حال، خرید اقساطی نیز در شرایط تورمی با محدودیت‌هایی مواجه است. مصرف‌کننده‌ای که توان پرداخت نقدی ندارد، ممکن است به خرید مدت‌دار روی بیاورد؛ اما فروشنده نیز در شرایط نوسان قیمت‌ها با این نگرانی روبه‌روست که مبلغ دریافتی در آینده، امکان جایگزینی کالای فروخته‌شده را فراهم نکند. از سوی دیگر، نبود دسترسی گسترده به اعتبار و تسهیلات متناسب با توان بازپرداخت خانوارها، مانع تبدیل بخشی از تقاضای موجود به خرید واقعی می‌شود.در نتیجه، توسعه خرید اعتباری می‌تواند یکی از ابزارهای کمک به بازار باشد؛ البته به شرط آنکه سازوکار آن به‌گونه‌ای طراحی شود که هم دسترسی مصرف‌کننده به کالا را تسهیل کند و هم فشار مالی و ریسک فروش را برای عرضه‌کنندگان افزایش ندهد.
برای خروج بازار از رکود چه باید کرد؟
بررسی چالش‌های بازار لوازم خانگی نشان می‌دهد که حل مشکلات این حوزه به مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد و تمرکز صرف بر قیمت نهایی فروش، به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه بازگشت رونق را فراهم کند.
یکی از نیازهای اصلی، شفافیت در زنجیره قیمت‌گذاری است تا مشخص باشد افزایش قیمت محصولات تا چه اندازه از هزینه مواد اولیه، قطعات، تولید، حمل‌ونقل و توزیع ناشی می‌شود. شفافیت در این بخش می‌تواند به نظارت مؤثرتر بر بازار و تشخیص دقیق‌تر عوامل افزایش قیمت کمک کند.
در کنار آن، حمایت از تولید داخلی باید به کاهش هزینه‌های تولید، تسهیل تأمین مواد اولیه و قطعات، بهبود دسترسی تولیدکنندگان به نقدینگی و توسعه ظرفیت قطعه‌سازی داخلی معطوف شود. تقویت تولید زمانی می‌تواند به بهبود پایدار بازار منجر شود که علاوه بر حفظ توان فعالیت بنگاه‌ها، زمینه عرضه کالا با قیمت متناسب‌تر با قدرت خرید جامعه را نیز فراهم کند.
از سوی دیگر، توسعه نظام خرید اعتباری با مشارکت شبکه بانکی و طراحی تسهیلات متناسب با توان بازپرداخت خانوارها می‌تواند بخشی از تقاضای متوقف‌شده را به بازار بازگرداند. با این حال، اعتباردهی به مصرف‌کنندگان باید در کنار کنترل هزینه‌های تولید و ایجاد ثبات در بازار دنبال شود تا افزایش تقاضا به فشار قیمتی بیشتر منجر نشود.

تحلیل خبر

چرخش معکوس

دکتر محمدمهدی جعفری زاده

هر انسانی، یا رو به جلو است یا متوقف یا رو به عقب. جوامع انسانی و کشورها نیز همین گونه‌اند؛ یا رو به جلو هستند یا متوقف یا رو به عقب.
اولی را جوامع رو به «تکامل» گویند چرا که مسیر حرکت آنها صعودی، رو به رشد، پیشرفت و توسعه است. دومی را جوامع «ایستا و ساکن» نامند چون همانند موتور خاموش، حرکتی برای تغییر وضعیت ندارند و سومی را جوامع رو به «انحطاط و مرتجع» گویند زیرا با چرخشی معکوس، نه تنها رو به جلو و پیشرفت حرکت نکرده بلکه به عقب رجعت می‌کنند و در عالم «عقب ماندگی» روزگار را می‌گذرانند. این جوامع عقب مانده در همه چیزشان، نگاه به عقب و قهقرا دارند؛ در خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان، ازدواج و طلاق، روابط اجتماعی و فرهنگی، اعتقادات جزمی و خرافه‌گرایی، اشتغال، تفریحات، ورزش، رسانه و اطلاع‌رسانی و ......
به عنوان مثال یک فرد اگر نتواند کالاهای به روز و پیشرفته را خریداری کند در گروه سوم جای دارد و بدتر از آن، چنانچه به اجبار و از روی نداری مجبور شود کالاهای دست دوم و تعمیراتی بخرد، در چرخش معکوس قرار گرفته و رو به عقب محسوب می‌شود. حال فرض کنید تعداد چنین افرادی در جامعه افزایش یابد و به 10 درصد، 20 درصد، 30 درصد،40‌درصد، 50 درصد و ...... برسد آنگاه دیگر «نه یک فرد» بلکه «جامعه» در گروه سوم قرار گرفته که بسیار خطرناک است.
اگر جامعه در شاخص خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان و ..... حول همین محور باشد، همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مردم در حالت نامطلوب قرار می‌گیرد لذا این جامعه در زیرمجموعه گروه سوم واقع می‌شود. با توجه به اینکه به علت فشار بیش از حد گرانی، بسیاری از مردم مجبورند سفره کم‌خرج تر، پوشاک ارزانتر، مسکن با کمیت و کیفیت پایین‌تر، دارو و درمان ناقص‌تر و .... داشته باشند، امیدواریم در چشم‌انداز آینده، این شاخص‌های منفی به سمت شاخص‌های مثبت تغییر کرده و سبک زندگی مردم رو به کمال و پیشرفت و تعالی رود و با ارائه بهترین الگوی زندگی به سایر ملت‌ها، توجه جهانیان به سمت کشور ما جلب شود.


ارسال دیدگاه Post comments


آخرین عناوین « یادداشت / تحلیل خبر »

صفحه اینستاگرام روزنامه طلوع کانال واتس اپ روزنامه طلوع

پربازدیدترین ها