آلمان، فرانسه و انگلیس طرحی دو مرحلهای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا تدوین کردهاند که بر اساس آن، ابتدا اختلافات بر سر تنگه هرمز حلوفصل میشود و سپس محدودیت غنیسازی و نظارت بر تأسیسات هستهای ایران در برابر کاهش تحریمها و تعیین تکلیف داراییهای مسدودشده بررسی خواهد شد.
به گزارش ایلنا، رسانه اماراتی «ارمنیوز» در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع دیپلماتیک اروپایی مدعی شد آلمان، فرانسه و انگلیس ابتکاری دو مرحلهای برای ارائه به ایران و آمریکا تدوین کردهاند که بر اساس آن، ابتدا درباره تنگه هرمز و رفع محاصره توافق میشود و سپس مذاکرات درباره پرونده هستهای، تحریمها و داراییهای مسدودشده ایران، با تکیه بر چارچوب توافق هستهای سال ۲۰۱۵، از سر گرفته خواهد شد.بر اساس این گزارش، سه کشور اروپایی در مرحله نخست، برای دستیابی به توافقی درباره بازگشایی تنگه هرمز و رفع بخشی از محاصره ایران نقش ضامن را بر عهده میگیرند. هدف از این مرحله، کاهش بیاعتمادی میان طرفین و فراهمکردن زمینه توافقی موقت از طریق تبادل امتیازهاست.
در مرحله دوم، مذاکرات درباره کاهش سطح غنیسازی اورانیوم در یک بازه زمانی مشخص و با نظارت بینالمللی بر تأسیسات هستهای ایران آغاز میشود؛ تأسیساتی که به گفته منابع مذکور، آژانس بینالمللی انرژی اتمی آنها را تعیین خواهد کرد. در مقابل، بخشی از تحریمها لغو و روند رفع محاصره تکمیل میشود. این پیشنهاد قرار است بر اصول و سازوکارهای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ استوار باشد؛ توافقی که دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
تحلیل خبر
کاش این تلاش، 10 سال قبل صورت میگرفت!
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
خبرگزاریها گزارش دادند سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان ابتکار دو مرحلهای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا و رسیدن آنها به توافق ارائه دادهاند که براساس آن، رفع محاصره تا احیای چارچوب برجام را دربرمی گیرد.
اگر کشورهای اروپایی در ابتدای دوره اول ریاست جمهوری ترامپ که بحث مخالفت وی با برجام روز به روز داغتر میشد و قبل از اینکه ترامپ، نسخ برجام را پاره کند، زمینه تفاهم و گفت و گو در مورد آن را فراهم میکردند و همه اعضای برجام جهت رفع خطر از آن وارد میدان میشدند، آن موقع با تدابیری حکیمانه، امکان رسیدن به تفاهم، راحتتر بود.
چرا آن زمان ترامپ با برجام مخالفت کرد؟ چون معتقد بود فردای بعد از امضای برجام، سهم کشورهای اروپایی و روسیه و چین در بازارهای ایران رو به گسترش است و نفعی به آمریکا نرسیده. به عبارتی دیگر سر آمریکا بی کلاه مانده است. چنانچه همان موقع کشورهای اروپایی و روسیه و چین به اتفاق ایران میتوانستند ترامپ را مجاب کنند که آمریکا هم میتواند همانند بقیه اعضای برجام، در بازار ایران سهم مهمی داشته باشد، ترامپ که فرد تاجر پیشهای است و اقتصاد را بالاتر از سیاست میداند، در یک محاسبه اقتصادی، برگ برنده را به نفع خود میدید و میتوانست روی آن تبلیغ کند. اما متاسفانه در آن زمان کشورهای اروپایی که بعضی از شرکتهای مهمشان روانه ایران شده بودند، با بیتوجهی به خواسته آمریکا، ترامپ را وادار کردند که برجام را پاره کند. گرچه عوامل دیگر هم دست به دست هم داد و ترامپ را به این نتیجه رساند ولی آن زمان با گفت و گو و تعامل میشد جلوی این همه خسارتهای جانی، مالی، اقتصادی، نظامی و ... که طی جنگهای اخیر بر کشور تحمیل شد، گرفته شود. اینک تازه اروپا به فکر احیای برجام با رایزنی فعال افتاده که واقعاً دیر شده است. این اقدام باید 10 سال پیش در ابتدای ریاستجمهوری دوره اول ترامپ رخ میداد! گرچه بعد از این همه ویرانی و کشتار و خسارت، خیلی ضربه به کشور وارد شده ولی باز احیای برجام بهتر از شروع جنگ جدید و کشتارها ویرانیهای بعدی است.