بيش از يك سال از تغييرو تحولات سياسي در برخي كشورهاي خاورميانه مي گذرد. طي اين مدت، نظام سياسي برخي از اين كشورها به طور كامل تغيير كرد، در برخي هم جابه جاييهايي صورت گرفته كه تا حدودي ميتواند رضايت نسبي مردم اين كشورها را در پي داشته باشد.
به هر حال آنچه خواست و مطالبات مردم در همه كشورهاست، تحقق آرمان هاي دمكراسي و آزاديخواهانه واقعي بوده و هست و يكي از راه هاي رسيدن به اين حقوق، برگزاري انتخابات در راستاي مشروعيت به نظام سياسي آن كشورهاست. اما برگزاري انتخابات به خودي خود نميتواند گره گشا باشد، چرا كه انتخابات آزاد، فرهنگ خاص خود را دارد كه بي توجهي به آن باعث گرديده كه برخي از مردم در اين كشورها عليرغم برگزاري انتخابات، نگران آينده سياسي كشورشان باشند چرا كه آنچه در حال انجام شدن در اين كشورهاست، تنها نمايشي از آزادي خواهي و احترام به حقوق مردم است.
همانطوري كه ذكر شد اصولا مردم در اين كشورها سالها به دور از يك انتخابات كلاسيك و مردمي، شاهد قدرت نمايي نظامهاي ديكتاتوري و استبدادي خود بوده اند. با چنين احساسي، كشاندن مردم پاي صندوقها ميتواند نتايج و عواقبی بس نااميد كننده براي مردم در پي داشته باشد. شايد نگاه ها متوجه برگزاري انتخابات در تونس، مصر، ليبي و يمن و حتي برگزاري همه پرسي تغييرات و اصلاحات در قانون اساسي سوريه باشد، اما عملا اين انتخابات ها و همه پرسي ها به نوعي هدايت و برنامه ريزي شده و بسیار شتاب زده و به دور از واقعیتها و نیازهای مردم، در حال انجام شدن و برگزاری است. خواه این انتخابات در لیبی باشد که بعد از بیش از چهل سال مرم یک انتخابات آزاد را تجربه میکنند، و چه در مصری باشد که نماد حکومت عربی آزادی بود که بیش از 30 حزب در انتخاباتهایش به رقابت می پرداختند، نتیجه در لیبی و مصر به حضور بی چون و چرای هیات حاکمه در قدرت و قبضه کردن همه نهادهای قانونی و اجرایی میانجامید. آنچه در مصر صورت میگرفت از دیکتاتوری در لیبی بسیار نگران کننده تر بود، چرا که در مصر، نمایش آزادی و برقراری دمکراسی را میدادند، ولی لیبی را همه دنیا به حکومتی کاملا مستبد و بسته می شناختند. بنابراین امروز نگرانی از اینکه مردم در این کشورها عطش و تشنگی رسیدن به آزادی را دارند و اگر این عطش و تشنگی درست و با برنامه و در چارچوب و روند دمکراسی و آزادی خواهی سوق نیابد، چه بسا همانند تشنه ای که با دیدن آب آنقدر مینوشد که دچار دل درد و ناراحتی می شود، مردم در این کشورها هم از برگزاری و شرکت عجولانه در انتخابات زیان ببینند.
و اینجاست که بحث برنده و بازنده انتخابات مطرح میشود و بسیاری از خود می پرسند که به راستی برنده این انتخابات ها کیست؟ آیا مردمی که بابت رسیدن به آرمانهای دمکراسی خواهانه از جان و مال خویش مایه گذاشتهاند و یا گروهی که در گرماگرم تحولات و هیجانات با سازمان دهی نتایج، تحولات را به سود خویش رقم زدهاند برنده انتخابات در این کشورها هستند و اما خطرناک ترین نتایج میتواند در کشورهایی رقم بخورد که بخشی از نظام و یا رهبری سیاسی خلع شده، مسئولیت انتقال قدرت را در اختیار داشته باشد.
بنابراین آنچه موجب نگرانی شده است در آینده سیاسی این کشورها می تواند منجر به خفقان و استبداد دوباره گردد به راستی فرهنگ انتخابات چیست؟ یقینا اینکه مردم شاهد حضور همه طیف های سیاسی و اقلیتهای قومی و مذهبی در انتخابات باشند و اینکه درک و شعور مردم آنقدر بالا رفته باشد که هیچکس به خودش اجازه ندهد که به فضای ارعاب و تقلب کمک نماید و هر شهروندی رای خویش را قدر و ارزش گذارد و تنها حق نامزد و یا کاندیدای احتمالیاش را در یک رای دادن بداند و بیش از پیروزی کاندیدایش، احترام به حقوق هم وطنانش بگذارد، جز پای بندی به اصول و روند برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد و آگاهانه نیست. اینکه مجریان و ناظران در برگزاری انتخاباتها به راستی امانت داران با ایمانی باشند که حتی منافع فردی و جناحی خویش را فدای حفظ و صیانت از آرای مردم کنند، جز خدمت به برقراری آزادی و دمکراسی و شایسته سالاری و پاسداری از حرمت و خون همه آزادی خواهان نیست.
حالا فقط با توجه به همین موارد درخواهید یافت که انتخابات برگزار شده و یا برگزاری انتخابات در همین چند کشور به اصلاح آزاد شده، چقدر با ابهام و اشکال روبروست.
برگزاری انتخابات تک نامزدی در یمن و تک حزب و گروهی در لیبی و پر از ابهام و تقلب در برخی کشورها، تنها موجب برنده شدن گروهی می شود که جز به قدرت و اقتدار خود و به منافع جناحی خود، نمیاندیشند و پیامدی برای مردم ندارد.
در واقع بازنده اصلی این چنین انتخابات مدیریت شده و شتاب زدهای که بدون اطلاع رسانی و شناخت و آگاهی دادن به مردم، آن هم برای نمایش آزادی صورت میگیرد، جز مردم نخواهند بود. مردمی که خود را صاحب حق و عامل سرنگونی یک نظام بسته و استبدادی می دانند به مرور و با طرح و برنامه آنچنان به حاشیه برده می شوند که گویی عروسکان خیمه شب بازی شده اند که به میل و اراده عروسک گردانان می چرخند.